مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 64
طب اكبرى ( فارسى )
النفع هستند . [ 1092 ] فايده : اثر تفريحات روحى و احتياط در غذا در بىنياز كردن درمان اين بيمارى اثربخشتر از استعمال دارو مىباشد . [ 1093 ] دوم : بلغم مالح يا بورقى يا شديد اللزوجت باعث خراش سطح امعاء شوند . [ 1094 ] سوم : سوداى محترق لذّاع باعث خراش امعاء شود . [ 1095 ] چهارم : ثفل غليظ خشن از امعاء بگذرد و آنها را بخراشد . [ 1096 ] پنجم : خوردن ادويهء سميه چون نوشادر ، زرنيخ ، گچ و جز آن باعث سحج مىشود . [ 1097 ] ششم : خوردن ادويهء مسهله كه محدث سحج شوند . [ 1098 ] فصل سوم : در برآمدن مدّه و ريم از نفس امعاء . [ 1099 ] تنبيه : بدون درمان ريشهيى خروج مدّه و ريم ، تنظيف قرحهء روده و چركها غلط است . [ 1100 ] فصل چهارم : در زحير ( علة الدجاجة ) ؛ يعنى حركت روده در دفع و حال آنكه جز اندكى رطوبت مخاطى يا خون برنيايد ؛ كه بهحسب سبب بر چند قسم است . [ 1101 ] اول : رطوبت شور لذّاع بر روده فرود آيد و احساس دفع را برانگيزاند . [ 1102 ] دوم : مادهء صفراوى كه احساس دفع را به گزش خود برانگيزاند . [ 1103 ] سوم : ورم گرم رودهء مستقيم باعث برانگيختن احساس دفع شود . [ 1104 ] چهارم : مدفوع خشك در رودههاى باريك بند شود و احساس دفع را برانگيزاند . [ 1105 ] فايده : فرق « زحير كاذب » كه از جهتى شبيه به اسهال است و لذا نام كاذب دارد و « زحير صادق » . [ 1106 ] تنبيه : قاعدهء كلى در درمان زحير ، عدم جواز حبس آن است مگر بعد از ازالهء سبب اصلى آن . [ 1107 ] ششم : متأذى شود مقعد از برآمدن ثفل سخت يا مدتى طولانى بر روى چيزى سخت بنشينند و احساس دفع برانگيخته شود . [ 1108 ] هفتم : خوردن ترشى در خلوّ معده و امعاء ، احساس زحير را برانگيزاند . [ 1109 ] فصل پنجم : در مغص ؛ يعنى پيچش و درد رودهها ؛ كه بهحسب سبب بر چند قسم است . [ 1110 ] اول : باد غليظ در امعاء بند شود و تمدد آرد . [ 1111 ] دوم : صفرا امعاء را بگزد و درد آرد . [ 1112 ] سوم : سوء مزاج گرم سادهء امعاء كه درد آرد . [ 1113 ] چهارم : بلغم بورقى شور امعاء را درد آرد . [ 1114 ] پنجم : خلط خام غليظ بلغمى در امعاء بچسبد و دفع نشود و درد آرد . [ 1115 ] ششم : مدفوع خشك در رودهها بند شود و درد آرد .